1404-08-07 ساعت: 15:51
شناسه : 28853
بازدید 85
7

به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، فرزند آیت الله نخودکی اصفهانی (ره) می‌گوید: به دستور پزشکان معالج، پدرم به بیمارستان « منتصریّه» مشهد انتقال یافت و در آنجا بستری گردید. به خاطر دارم روزی در راه بیمارستان، چشمم به دُرُشکه‌ای افتاد که در آن مردی و زنی بی‌حجاب نشسته بودند. چون به خدمت پدر رفتم، […]

ارسال توسط :
پ
پ

به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، فرزند آیت الله نخودکی اصفهانی (ره) می‌گوید:

به دستور پزشکان معالج، پدرم به بیمارستان « منتصریّه» مشهد انتقال یافت و در آنجا بستری گردید.

به خاطر دارم روزی در راه بیمارستان، چشمم به دُرُشکه‌ای افتاد که در آن مردی و زنی بی‌حجاب نشسته بودند. چون به خدمت پدر رفتم، فرمود:

«دیگر رفتن ما نزدیکست، اما تو چرا چشم خود را حفظ نکردی؟»

عرض کردم: بعمد خطایی مرتکب نشدم. فرمود:

می‌دانم ولی تو که در خیابان جویای کسی نبودی، پس چرا چشم به داخل دُرُشکه انداختی که نگاهت به نامحرمی برخورد کند!!

منبع: کتاب نشان از بی نشان‌ها

کد خبر 2135383

باقر العلوم؛ امامی که علوم الهی را شکافت و گسترش داد
ادامه مطلب

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.